تبلیغات
بهار من - در میان پائیز و زمستان..
بهار من
جمعه 1 دی 1396 :: نویسنده : نادی __
زمستان برای من تداعی گر سرماست منم که سرمایی..پس امیدی به دوستی مون نمی رود..
همه اش خداروشکر میکنم که ساکن مناطق سردسیری نبودم آنوقت جه کار باید می کردم ..
فکر کنم عین یک خرس قطبی از اول زمستان توی تختم می خزیدم و زندگی را واسه سه ماه تعطیلش می کردم..
خنده داره..نه؟
دیروز داشتم به این فکر می کردم که چطور همه ی فصل ها با روز شروع میشن و درست با طلوع اولین آفتاب صبحگاهی در میزنند و به خانه های ما وارد میشدند..
اما زمستان از شب قبل آنهم دریک شب بلندپیداش میشه..
ماسک  آدمای گرم و مهربان را به صورت خود میزنه و لابلای مهمان ها  وول میخورد ..
ومیان شادی و سرخوش های ما شب را به صبح می رساند..

زمستان قطعا مثل سایر فصول پراز نمادهای زیباست..
امانه برای من...
 و بجاش این متن را نوشتم

تنگِ پائیز می نشینم تا روز آخری یه دل سیر نگاش کنم..
زل می زنم به چشماش..ته نگاهش یک اندوه ناتمام نشسته ..
چه رازی در دلش نهان کرده که اورا زیبا و خواستنی کرده ..رازی که حسرت
دست یافتنش به دل آدم مانده..
شبیه کسیِ که عشق را کنار نبودنش تجربه کرده باشی..
یه چیزی در خنکای صبحش
در زرد و نارنجی برگ های رقصانش
در نم نم بارانش نفس می کشد
که به خاطرات جان دوباره می دهد
و روح را مجنون و حیران..

میدانم هنوز منتظره نگفته حرفاشو بفهمم
.
.
.
و من هنوز نتواستم بفهمم چی میخواد بگه..
و بی خداحافظی و رازآلود مرا درسکوت تنها گذاشت و رفت...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نادی __
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :